«ارتش حجاریان» آماده اقدام

علیرضا علوی‌تبار طی یادداشتی تأکید کرد: نتیجه انتخابات در ایران حرکت میان «مردم‌سالاری نمایشی» و «شبه مردم‌سالاری» است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی انقلاب نیوز،خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و مطالب رسانه‌های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. هر روز ۰۷:۳۰ با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

 

*** 

 

«ارتش حجاریان» آماده اقدام!

«سعید حجاریان»، از فعالان سیاسی و از دستگیرشدگان فتنه ۸۸ به تازگی طی یادداشتی در شماره اول نشریه مشق فردا، قضاوت خود پیرامون وضعیت اقتصادی ایران را منتشر کرده و نوشته است:

«هر آن امکان دارد کشورهای غربی یکصدا تحریم‌های همه‌جانبه نفتی را علیه ما آغاز کنند. کما اینکه هم‌اکنون شبکه ناوگان کشتیرانی ایران با اختلال مواجه شده و سیستم بانکی و بیمه‌ای هم به شدت آسیب دیده است و مشخص نیست دلارهای حاصل از درآمدهای نفتی تا چقدر به خزانه واریز می‌شود.»

او همچنین گفته است:

«دولت در سنوات گذشته، به ویژه در ادوار نهم و دهم، با وجود درآمدهای هنگفت نفتی نتوانسته است منابع و ذخایر نفت و گاز را احیاء کند و یا آنها را بسط دهد. یعنی، از بازتولید مهمترین منبع درآمد خود عاجز بوده است، ‌ به حدی که پیش‌بینی می‌شود در دهه‌های آینده ایران یکی از کشورهای واردکننده فرآورده‌های نفتی خواهد شد!»

حجاریان در بخش دیگری از این یادداشت نیز می‌نویسد: ارتش ذخیره بیکاران در ایران فربه‌تر می‌شود و التفات داریم این شبه جنبش آماده هر نوع اقدام و نیز بزهکاری اجتماعی می‌شود... نرخ واقعی بیکاران از مرز ۳۰ درصد عبور کرده است.

 

*حجاریان به این دلیل حاضر به بیان چنین حرف‌هایی شده است که تصور می‌کند سیاه‌نمایی‌های همقطاران او برای ایجاد «فتنه اقتصادی» نتیجه‌بخش بوده و ذهن مردم تخریب شده است. از همین روست که می‌توان اکاذیبی ولو بزرگتر از اکاذیب سال ۸۸ را نیز نشر داد و به انتظار ثمردهی نشست.

اظهارات حجاریان درباره تبدیل شدن ایران به واردکننده فراورده‌های نفتی! رسوبات حرف‌های دهه ۸۰ اصلاح‌طلبان است که ایران را در قبال «واردات بنزین» تهدید می‌کردند. اما این تهدید نقش بر آب شد و ایران، امروز به یکی از صادرکنندگان بنزین جهان تبدیل شده است.

از طرفی باید دانست که در علم اقتصاد، با توجه به بحث مزیت نسبی و مزیت مطلق در تولید محصولات، واردکنندگی یک گناه نابخشودنی نیست و یک کشور می‌تواند با مهندسی اصولی نسبت به این کار اقدام کند. مهندسی‌ای که مثلا بسیج کردن صنعت کشور برای تولید بنزین و یا کاهش دادن میزان اتکای بودجه کشورمان به نفت، نشان داد در ایران اسلامی انجام شده اما حجاریان به دنبال درز گرفتن این حقیقت در نزد افکار عمومی است.

جالب است که حجاریان اصرار دارد القا کند که در هر زمانی این (واردکنندگی فراورده‌های نفتی) اتفاق رخ بدهد ولو در نسل هفتم آقای حجاریان! باز هم همه چیز تقصیر احمدی‌نژاد است. اما گویا حجاریان خبر ندارد که دوستان او در دولت و ستاد اصلاحات معتقدند اگر رئیس‌جمهور روحانی نتوانسته کاری بکند تقصیر دولت پنهان است! اما احمدی‌نژاد هرچه کرده از روی خباثت، ناکارآمدی و اختراعات خودش بوده است.

ماجرای خطر آغاز تحریم‌های همه جانبه نفتی! نیز به دلیل ورق‌نخوردن تقویم حجاریان است زیرا تحریم‌ها از روز اول انقلاب اسلامی در همه ابعاد و بصورت ۱۰۰ درصدی آغاز شده‌اند و دشمن هم قصدی برای تخفیف به ما نداشته است که بخشی از تحریم‌ها را علیه ما اِعمال نکند.

در بحث بیکاری و ادعای ۳۰ درصدی حجاریان نیز اولا باید دانست که نرخ بیکاری در ایران ۱۲ درصد است نه ۳۰ درصد! [۱] و جالب آنکه در طول تمام ۱۰ سال گذشته که اصلاح‌طلبان برای ایجاد فتنه اقتصادی از زیاد شدن نرخ بیکاری در ایران سخن می‌گفتند؛ نرخ بیکاری کاهش یافته است و نه تنها آمارهای داخلی که حتی آمارهای بین‌المللی نیز به این حقیقت صحّه گذاشته‌اند.

ثانیا ادعای ۳۰ درصدی حجاریان همچنین می‌تواند ناظر به بحث پدیده «بیکاران شیک» (تحصیلکردگان و غیر تحصیلکردگانی که به دلیل برخورداری از سطحی از معیشت هر شغلی را نمی‌پذیرند) باشد که باز هم باید گفت که این عدد در ایران بسیار پایین است و ۳۰ درصد نیست. ضمن اینکه اشاره به وقوع پدیده بیکاری شیک در یک کشور به لحاظ منطق اقتصادی نشان از قوّت اقتصادی بیشتر آن کشور است نه عاملی برای ریشخند آن کشور.

درباره یادداشت حجاریان که به زعم ما هیچ چیزی کمتر از «دروغ خطر جنگ» ندارد، لازم به ذکر است که بر اساس آنالیزهای مؤسسات بین‌المللی و البته اعلام رسمی از سوی مقامات دولت، میزان وابستگی بودجه ایران به نفت به کمتر از ۳۰ درصد کاهش یافته است.

همچنین است که اظهارات بالا تنها بخشی از رمان قطور سیاه‌نمایی اعضای جریان خاص است و آنها اکاذیب دیگری مثل احتمال تعطیلی بیمارستان‌ها، ‌ قحطی دارو در اردیبهشت ۹۸، شبیه شدن ایران به غزه و سوء تغذیه مردم ایران را نیز پیش از این مطرح کرده‌اند.

گفتنیست، ایران اسلامی هم‌اکنون طبق آمار بانک جهانی تنها با ۰/۳ درصد، فقر مطلق مواجه است در طول ۴۰ سال گذشته توانسته به جایگاه سیرترین کشورهای جهان نیز وارد شود.

 

***

 

علوی‌تبار می‌گوید انتخابات در ایران نمایش است!

«علیرضا علوی‌تبار»، فعال اصلاح‌طلب که به تازگی شیوه‌نامه اشغال مراکز حساس نظام در فتنه آینده را نیز منتشر کرد! [۲] طی یادداشتی که کانال تلگرامی امتداد آنرا بازنشر داد، پیرامون انتخابات آینده نوشته است: دلیل آنکه به‌سختی می‌توان مردم را به مشارکت در انتخابات دعوت کرد همین است که آن‌ها احساس می‌کنند انتخابات در ایران «اثربخش» نیست. هیچ‌چیز به اندازه خواست «دگرگونی» در ایران همگانی نیست! مردم را تنها می‌توان به کارهایی دعوت کرد که از جنس دگرگونی باشد.

او در ادامه می‌افزاید:

«ممکن است از خودمان بپرسیم چرا انتخابات به این روز افتاده است؟ چرا دعوت مردم به مشارکت در انتخابات تا این حد دشوار شده است؟ علت این وضعیت فرایندی است که از آغاز انقلاب شکل گرفت و در سال‌های پس از جنگ شدت یافت. داستان از این قرار بوده است که فرادستان در جمهوری اسلامی تصمیم گرفتند تا ضمن آنکه صورت جمهوری و انتخابی نظام را حفظ می‌کنند، تدابیری در پیش گیرند تا در هیچ شرایطی انتخابات منجر به قدرت گرفتن واقعی غیرخودی‌ها نشده و از مجاری انتخابی نتوان دگرگونی اساسی در نظام اداره کشور ایجاد کرد. این تصمیم فرادستان با هدف حفظ محتوای «اندک‌سالاری» در قالب «جمهوری» بوده است. در کنار هر نهاد انتخابی، یک یا چند نهاد انتصابی نهاده شده است تا قدرت و اختیار این نهاد را محدود نماید. یک نهاد انتخابی هر چقدر هم که یک دست و یکپارچه باشد و خواهان ایجاد دگرگونی، توسط نهادهای دیگری که حوزه فعالیت مشترکی با آن دارند، محاصره و محدود شده است. از سوی دیگر انواع محدودیت‌ها برای ورود به نهادهای انتخابی تدارک دیده شده که همگی امکان ورود افراد با انگیزه و نگرش قوی برای دگرگونی را کاهش می‌دهند. نامزدهای انتخاباتی پس از آنکه از فیلترهای مختلف انتصابی می‌گذرند حتی در صورت موفقیت هم توان ایجاد دگرگونی در حوزه مسئولیت خود ندارد، چون قدرت در آن زمینه تجزیه و تقسیم شده است میان نهاد انتخابی و چند نهاد انتصابی. در چنین شرایطی نتیجه انتخابات در ایران حرکت میان «مردم‌سالاری نمایشی» و «شبه مردم‌سالاری» است، اما در هر دو حالت باید «اندک‌سالاری» حفظ شود. همین ساختار سیاسی محدودکننده است که انتخابات را تا این حد نزد تحول‌خواهان بی‌اعتبار کرده است.»[۳]

 

*اگر کسانی از ستاد جریان سیاسی خاص در حال تکرار همان حرف‌های سال ۸۸ هستند تنها یک دلیل دارد و آن اینکه خبرهایی در راه است...

ضمن اینکه سکوت برخی از خواص هم در این جرأت‌یابی بی‌تأثیر نیست.

اظهارات علوی‌تبار درباره تصور بی‌تأثیری انتخابات در حالی است که اتفاقا فضای عمومی جامعه در تمنّای انتخابات به سر می‌برد تا راه حل مشکلات عارض شده از سمت ناکارآمدی دولت و اصلاح‌طلبان را در نزد دیگران بجوید.

زیرا این نکته بدیهیست که امروز بر همه ثابت شده است که اگر به جای آقای روحانی افراد دیگری رأی می‌آوردند؛ اوضاع فعلی کشور حتما متفاوت و قابل دفاع‌تر از امروز بود.

ایضا مردم، شورای شهری را در پایتخت دیده‌اند که به جای دوچرخه، مترو را به مردم هدیه کرد، مجلس هفتمی را به یاد دارند که با طرح تثبیت قیمت‌ها جلوی گرانی دولت اصلاح‌طلبان را گرفت و در بحث دولت‌ها نیز این تجربه در ذهن عمومی ایرانیان شکل گرفته است که چگونه هر انتخابی و هر رأیی می‌تواند به شکل‌گیری یک فضای متفاوت منجر شود.

این فضا اساس فکری علوی‌تبار را با خدشه مواجه می‌کند و نشان می‌دهد چیزی که در ذهن امروزین مردم وجود دارد عطش فرارسیدن هرچه زودتر موسم انتخابات و روی کار آوردن کارآمدان جوان است.

داستان «مردم‌سالاری نمایشی» و «شبه مردم‌سالاری» که علوی‌تبار در بخش دوم سخنان خود آنرا تعریف می‌کند نیز با یک استدلال عقلانی نقض می‌شود و آن اینکه علوی‌تبار اساساً تِز جمهوریت را زیر سؤال برده است زیرا در تمام نظامات جهان، بر اساس یک عقلانیت جمعی حکومت‌ها خود را موظف می‌دانند که افرادی منطبق با قوانین و ایدئولوژی خود را در ساختار قرار بدهند و در مناصب انتخابی هم افرادی که صلاحیت آنها محرز می‌شود وارد سبد انتخاب مردم شوند.

در واقع، روی کار آوردن افراد بی‌صلاحیت معارض معنای جمهوری است.

این تعریف جمهوری است و اگر علوی‌تبار نظامی یا حکومتی را می‌شناسد که در آن یک فرد معارض قانون و ایدئولوژی نظام به سمتی گمارده شده؛ حتما بایستی مثال بزند تا فرضیه من‌ درآوردی خود را اثبات کند.

بایستی اشاره کرد که متأسفانه رواج این قبیل سخنان بی‌بنیاد و سست در جامعه با این امید صورت می‌گیرد که افرادی بدون مطالعه و غریبه با فضای فکر و اندیشه در میان "مراجع اجتماعی" وجود داشته باشند که بتوان هر اباطیلی را به ذهن آنها رسوخ داد و دست آخر نیز از آنها بعنوان ابزار یا اِکو استفاده کرد.

همان مدلی که در سال ۸۸ از سوی هسته سخت جریان سیاسی خاص و اِعمال شد و دروغی که حتی پینوکیو هم حاضر به بیان آن نبود گفته شد و فتنه ۸۸ رقم خورد.

 

***

 

۱_ https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-۳۵۱۴۶۲۶

۲_ mshrgh.ir/۹۷۹۴۴۰

۳_ yon.ir/x۹۰g۲


انتهای پیام/
http://www.enghelab-news.ir/3550
نظرات شما